صحیفه
نبود درخور ارباب فضل گفته ی من*** دراین صحیفه ی ناچیز یادگاری بود
درآخرین روزهای ماه شعبان رسول گرامی اسلام(ص) ضمن ایراد خطبه ای برای
مردم، به بیان فضایل و اهمیت ماه مبارک رمضان پرداختند و وظایف یک مسلمان
واقعی و مومن حقیقی را برای تمام نسلها در طول تاریخ تشریح کردند. این
توصیه ها مشعلی روشن برای همه کسانی است که قصد دارند با شست وشوی جان و
روح خویش در جاری زلال ماه مبارک رمضان، لیاقت قرب به درگاه ذات باری تعالی
بیابند و در ردیف مهمانان حقیقی ضیافت الله قرار گیرند. ای مردم!
ماهی که نزد خدا، بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست. ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید.
نفسهای شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با
نیت های راستین و دلهای پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن
در آن را به شما عنایت فرماید. شقی و بدبخت، آن کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره است. در این ماه گرسنگی و تشنگیتان، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان کمک و تصدیق کنید. به پیران و کهنسالان احترام و ارج بنهید. با خویشاوندان رفت وآمد داشته باشید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوش های خود را از شنیدن آنچه نادرست است، بازدارید. ازگناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.
در اوقات نماز، دستهای خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین
ساعتهاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با
او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کنند لبیکشان گوید و اگر
از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند. ای مردم!
جانهایتان درگرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو،
خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طول دادن سجده ها، آنها
را سبک گردانید و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که
نمازگزاران و سجده کنندگان دراین ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آنها را
ازآتش دوزخ درامان دارد. ای مردم!
هرکه از شما روزه دار مؤمنی را دراین ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزادکردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهدداشت.
برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت
فرمود: با افطاردادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهیزید اگرچه به نصف دانه
خرما و یا یک جرعه آب باشد. ای مردم!
هرکه اخلاق خود را دراین ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که
قدمها، بر آن بلغزد. هرکه در این ماه کارهای غلامان و مستخدمان خود را سبک
گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند.
هرکه دراین ماه از آزار رساندن به مردم خودداری کند، حق تعالی، روز قیامت، خشم خود را از او باز دارد.
هرکه دراین ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.
هرکه دراین ماه صله رحم کند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به
رحمت خود واصل گرداند و هرکه دراین ماه رابطه اش را با خویشان قطع کند،
خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
هرکه دراین ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و
کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب درماه های دیگر
را به او عطا کند.
هرکه در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او راسنگین گرداند. کسی که دراین ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسی را
دارد که در ماههای دیگر قرآن را ختم کرده باشد. ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است. از پروردگار خود بخواهید که آنها را بر
روی شما نبندد و درهای جهنم دراین ماه بسته است، از خدا بخواهید که آنها را
بر روی شما نگشاید. شیاطین دراین ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که
آنها را بر شما مسلط نگرداند.
علی(ع) می فرماید: دراین حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبرخدا! برترین اعمال دراین ماه چیست؟
حضرت فرمود: ای اباالحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است. منابع: - بحارالانوار ج 96 ص 157 - عيون اخبار الرضا ج1، ص 295 و كتاب فضائل شهر رمضان رسول خدا
صلى الله عليه و آله و سلم در اين راستا فرمود: هنگام
ولادت حسين در شب جمعه ، جهت بزرگداشت او، خداوند متعال دستور داد
تا فرشتگان مامورجهنم آتش آنرا بر اهل جهنم خاموش كنند و فرشتگان
بهشتى بهشت را بيارايند و حورالعين خود رازينت داده و به ديدار هم
روند و ديگر فرشتگان تسبيح و حمد و سپاس خداى را در صف هاى
بهمپيوسته بپا دارند و جبرييل جهت تهنيت و شادباش گفتن به محضر
پيامبر اكرم در هزار گروه كه هرگروهى يك ميليون فرشته است ،فرود آيد و
به محمد صلى الله عليه و آله و سلم بگويد: من او را
حسين نام نهادم . او را شرورترين شخص زمان او، كه سوار بربدترين
چهارپاست به قتلمى رساند؛ واى بر قاتل حسين و پيشواى او كه دستور قتل
را صادر نمود؛ من از كشنده حسين بيزارو او نيز از من بيزاراست ؛ زيرا
در روز قيامت جرمى بالاتر از قتل حسين نيست كه با مشركان درآتش جهنم
خواهد شد؛ آتش دوزخ به قاتل حسين مشتاق تر از بهشت به بهشتيان
است چند روز پیش در برنامه ی سمت خدا بحث جالبی مطرح شد. سوالی از آقای ماندگاری پرسیده شد در زمینه موسیقی, که چگونه میتوانم
بعضی از موسیقی ها را گوش ندهم. تاامروز که قانع نشده ام .شمامن را هدایت و قانع کنید. آقای ماندگاری فرمودند: فردی نزد امام رضا (ع) آمد. گفت آقا همسایه ماموسیقی میگذارد وصدایش به گوش مامیرسد. چه کنم؟ امام مضرات موسیقی و احکام آن را برای او گفتند. اما او دنبال نکته ای بود تا راه مجازی برای این فعل پیداکند. هرچه امام میگفتند باز سوال میکردو بهانه جویی میکرد. در آخر امام از او پرسید می دانی یکی از نامهای روز قیامت "یوم
الفصل"است؟ مرد گفت: آری؟ امام ادامه داد : یکی از موارد فصل این است که اعمال یا خوب هستندیا بد. اعمال بین آن دونداریم. اعمال یا در کفه " فاما من ثقلت موازینه" یا در کفه "
فاما من خفت موازینه"( سوره القارعه)قرار میگیرد. تو موسیقی را در کدام کفه میگذاری؟کنار نماز؟کنار حج؟ پس اگر جای آنهادر این کفه نیست در کفه دیگر است. اینگونه تکلیف بسیاری از اعمال ما معلوم میشود. قبل از هر کار تامل کنیم,ببینیم این عمل ما در روز قیامت در کدام کفه قرار می گیرد؟ ما کدام کفه را می خواهیم سنگین کنیم؟ جای دیگری از امام صادق(ع) سوال شد: از کجا بدانم اعمالم درست است یا
غلط؟ اینجا منظور نماز نیست و اعمال روز مره را میگوید. امام شبیه این جمله پاسخ داد: قبل از هر کار و عملی که می خواهی انجام
دهی تامل کن,حاضر و غائب کن ببین درآن کار ما حاضریم یا غائب؟ سوال: بسیاری از کارها
هستند که معلوم نیست در کدام کفه قرارمیگیرند.مثل آب خوردن,غذا خوردن و امثال اینها. پیامبر فرمودند از من سوال کنید تا آب خوردن را نیز عبادت کنم. میدانید چگونه؟ وقتی آب خوردن با نام خدا شروع شود و همه اعمال مستحبی آن رعایت شود
جزو اعمال خوب است و در کفه عبادات میرود. وقتی آقای مدیر برای رضای خدا و گشودن مشکلی امضایی میکند ,نه برای پارتی بازی
و...این کار عبادت میشود. وقتی فرزندی از روی محبت به پدر و مادرش نگاه میکند, این نیز عبادت است. پس بپرسیم و سوال کنیم از اهل و کارشناس دین از کتابها و... که چگونه
زندگی را به بندگی تبدیل کنیم. من در میان موجودات از گاو خیلی میترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد! گل گفته واقعا!!! بابا جون شما هم بترسید!! لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره میشود، میتواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره میشود، شکست دهد. مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کشتی گرفت، خیلی کثیف میشوی و مهمتر آنکه خوک از این کار لذت میبرد. (جورج برنارد شاو) آدمی اگر فقط بخواهد
خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد
و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند. اما باز هم از خدا می خواهم خوشبخت ترین باشید(مهم اینه تو فکر خودت باور داشته باشی) دنیا جای خطرناکی برای
زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می
بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند. آه خدای من !!! به تو پناه میبرم. مرد به این امید با زن
ازدواج میکند که زن هیچگاه تغییر نکند ، زن به این امید با مرد ازدواج
میکند که روزی مرد تغییر کند و همواره هر دو ناامید میشوند. واقعا گل گفته!!!!! اما خودمونیم خانم ها امیدوار ترند!!! دانشگاه تمام استعدادهای افراد از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند پس فقط ایران اینجوری نیست.همه جا همین خبره. بهتر است که در این دنیا
فکر کنم خدا هست و وقتی به دنیای دیگر رفتم بدانم که نیست . و این بسیار
بهتر از این است که در این دنیا فکر کنم خدا نیست و در آن دنیا بفهمم که
هست . کو گوش شنوا؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی
داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنار همین
آدمها رد میشی!!!!! گاهی به تماشای غروب آفتاب
بنشینیم سعی كنیم
بیشتر بخندیم تلاش كنیم كمتر گله كنیم با تلفن كردن به یك دوست قدیمی،
او را غافلگیر كنیم گاهی هدیههایی
كه گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم بیشتردعا
كنیم در داخل
آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم هر از گاهی نفس عمیق بكشیم لذت عطسه كردن را حس كنیم قدر این كه پایمان نشكسته است
را بدانیم زیر دوش آواز بخوانیم سعی كنیم با
حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم گاهی به دنیای بالای سرمان خیره
شویم با حیوانات و سایر جانداران
مهربان باشیم برای انجام كارهایی كه ماهها
مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی كنیم از تفكردرباره تناقضات لذت
ببریم برای كارهایمان برنامهریزی
كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است مجموعهای از یك چیز (تمبر،
برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمعآوری كنیم در یك روز برفی با خانواده آدم
برفی بسازیم گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم،
البته اگر كنار ماهیها باشد چه بهتر گاهی از درخت بالا برویم احساس خود را در باره زیبایی ها
به دیگران بگوئیم گاهی كمی پابرهنه راه برویم بدون آن كه مقصد خاصی داشته
باشیم پیاده روی كنیم وقتی كارمان را خوب انجام دادیم
مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم در جلوی آینه بایستیم وخودمان
را تماشا كنیم سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به
طور فعال گوش كنیم رنگها را بشناسیم و از آنها لذت
ببریم وقتی از خواب بیدار میشویم،
زنده بودن را حس كنیم زیر باران راه برویم كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم قبل از آن كه مجبور به رژیم
گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج
و... را یاد بگیریم اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه
بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم هرگز شوخ طبعی خود را از دست
ندهیم احترام به اطرافیان را هرگز
فراموش نكنیم به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر
شویم گاهی از دیدن یك فیلم در كنار
همه اعضای خانواده لذت ببریم تماشای گل و گیاه را به چشمان
خود هدیه كنیم از هر آنچه كه داریم خود و
دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد شاید اینها را زیاد
شنیده باشید ولی دوست داشتم در این عصر ماشینی و شهر نشینی یادی از لطافت و آرامش
کرده باشم.چون مهمترین و اولین نیاز انسان ها سلامتی است .آن هم در گرو آرامش .
شما دوست عزیزم !!!
تجربه یک لحظه آرامش بخش را بنویس.
زمان زیادی است که ایستاده. دوری میزند به سمت پیاده رو. دل دل می کند. صدا می زند: کسی هست مرا آنسوی خیابان ببره؟ دو یا سه نفر شنیدند. اولی در دل با خود می گوید: وای! خیلی دیرمه! حداقل یه ربع طول می کشه ببرمش و برگردم. دومی: من نبرم یکی دیگه می بره ولش کن. پیرمرد نا امید شد.کمی صبر کرد شاید فرجی شود. ناگهان صدای جوانی را شنید: پدرجان کاری داری؟ کمک می خواهی؟ پیرمرد خوشحال شد وگفت:خدا خیرت بده. الهی چشمت همیشه سالم باشه! من را می بری آن طرف خیابان؟ جوان گفت:وای شرمنده! اگه راهم از آن طرف بود حتما می بردم؛ اما از این طرف می روم.می بینی که چقدر هم خیابون شلوغه( در دل: راستی نمی بینی که!) اگر کار دیگه ای داری بفرما. پیرمرد سرش را پایین انداخت: نه جوان برو.ممنون. شاید هنوز حرفش تمام نشده بود که دستی را در دستش احساس کرد.ناشناس گفت: بیا بریم. وقتی عبور کردند با خوشحالی تشکر کرد.صدای پسر بچه ای را شنید: بابا جون برگردیم؟ مواظب چاله جلوی پایت باش. و دیگرصدای ریز ریز زدن عصا فقط در گوشش پیچید. میلاد عقیله بنی هاشم بر شیعیان مبارک. روايت شده است كه پس از ولادت حضرت زينب (س)، حسين (ع) كه در آن
هنگام كودك سه چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: خداوند به من خواهرى عطا كرده است. پيامبر(ص) با شنيدن اين سخن ،
منقلب و اندوهگين شد و اشك از ديده فرو ريخت . حسين (ع) پرسيد: براى
چه اندوهگين و گريان شدى ؟. پيامبر(ص) فرمود: اى نور چشمم ،
راز آن به زودى برايت آشكار شود. تا اينكه روزى جبرئيل نزد رسول خدا (ص) آمد، در حالى كه گريه مى كرد، رسول خدا (ص) از علت گريه او پرسيد، جبرئيل عرض كرد: اين دختر (زينب ) از آغاز زندگى تا پايان عمر همواره با بلا و رنج و اندوه
دست به گريبان خواهد بود؛ گاهى به درد مصيبت فراق تو مبتلا شود، زمانى دستخوش ماتم مادرش و سپس ماتم مصيبت جانسوز برادرش امام حسن (ع) گردد
و از اين مصايب دردناك تر و افزون تر اينكه به مصايب جانسوز كربلا
گرفتار شود، به طورى كه قامتش خميده شود و موى سرش سفيد گردد. پيامبر (ص) گريان شد و صورت پر اشكش را بر صورت زينب (س) نهاد و گريه سختى كرد، زهرا (س) از علت آن پرسيد. پيامبر (ص) بخشى از بلاها
و مصايبى را كه بر زينب (س) وارد مى شود، براى زهرا(س) بيان كرد. حضرت زهرا (س) پرسيد: اى پدر! پاداش كسى كه بر مصايب دخترم زينب
(س) گريه كند كيست ؟ پيامبر اكرم (ص) فرمود: اى پاره تن من و روشنى چشمانم ، فاطمه جان ،
هر كسى كه بر زينب و مصايب او بگريد ثواب گريستن كسى را به او مى دهند
كه بر دو برادر او حسن و حسين گريه كند. منبع: الخصائص الزينبيه ، ص 155 ناسخ التواريخ زينب (س) ص 47
قسمت
آخر روزها می
گذشت. شمارش معکوس برای روز موعود شروع شده بود.
حسین بعد از
شنیدن خبر، بیش تر اوقاتش را در تنهایی می گذراند.فکر می کرد، فکر می کرد و فکر می کرد. ریحانه و بچه
هایش موقعیت او را درک نمی کردند، متوجه رفتارهای او نمی شدند و از تردید او
هراس داشتند.
شمارش به دو
رسیده بود. حسین همه را جمع کرد. ریحانه، زهرا سادات، سید علی.
"من از شما معذرت می خواهم که این روزها
در کنار شما نبودم و باعث نگرانی شما شدم.
من بسیار فکر کردم، به خودم،
به گذشته، به دوستانم وبه آینده.
تصمیم گرفتم چشمانم را عمل
نکنم و خواستم این یادگار را داشته باشم. به یاد آن خون های پاک که شاهد ریختنشان
بودم."
بچه ها و ریحانه در غم فرو
رفتند و خواستند حرفی بزنند؛ اما حسین اجازه نداد و گفت:"بعد از این
تصمیم باز هم فکر کردم،
ماجرا را از سوی دیگری نگاه کردم. گفتم جوانان و دانشمندان ایرانی کمتر
از رزمندگان جنگ نیستند. در
آن زمان جوانان در پی پیام رهبر جهاد کردند.
جهاد آن دوران حضور در میدان
جنگ بود وشهادت پاداش آن.
امروز نیز ایرانیان در پیروی
از رهبر جهاد می کنند وجهاد این دوران حضور در میدان علم و دانش
است. میدانی که دشمنان سر
سختانه تر از گذشته، در فکر نابودی رزمندگان آن هستند.
در این موقعیت من وظیفه دارم
زحمات و تلاش دانشمندان وطنم را ارج نهم وبه جهانیان نشان دهم که ایران همیشه
پیروز است".
اشک و شوق از چهره ی ریحانه
و بچه ها می بارید و سکوت در بین آنها فریاد می زد. روز قبل از عمل حسین به بیمارستان رفت و بستری شد.باید آزمایشهایی را
می داد تا عمل با موفقیت انجام شود.
روز موعود فرا رسید.ریحانه قرآن در دست او را بدرقه می کرد، تا به اتاق
عمل برود.
بعد از سه روز زمان باز کردن چشمان او بود. ریحانه، زهرا سادات، سید علی
و پدر و مادر حسین در اتاق کنار تخت ایستاده بودند , خیره به حسین نگاه می کردند،دکتر چشم ها را باز می کرد
و حسین زیر لب ذکر می گفت.
دکتر شمارش را آغاز کرد وگفت : به آرامی چشمانت را باز کن.
1،2،3،4،5،6،7،8،9،10 چشمها
باز شد. اولین صحنه ای که دید، چهره ی گریان و شاد عزیزانش بود.همه هق هق گریه می کردند. شوق وجود آنها را پر
کرده بود.
آن روز را همه کنار هم گذراندند.
شب هنگام، حسین کنار پنجره آمد. ریحانه 2 فنجان چایی ریخت و در کنار حسین ستاره ها و ماه را به نظاره نشستند.
ادامه ی قسمت دوم: تمام خاطرات حسین برایش زنده شد.تمام روزهای جزیره را در چند ثانیه مرور می کرد. " آن شب بچه ها با وجود کمبود مهمات و آذوقه دفاع می کردند، دفاع از خاک ایران. دفاع از خاکی که ابن سیناها وابوریحان ها در آن آرمیده اند و باز هم منتظر تولد دوباره ی آن هاست. حملات هوایی عراقی ها نیز بسیار بود. دیده بان گزارش داد: تانک های عراقی در حال پیشروی هستند. صدای زوزه تانک ها بسیار نزدیک بود.چند تن از بچه های آرپی جی زن به پا خاستند، شلیک کردند و به دنبال آن جان خود را نیز به آسمان سپردند. پنج روز متوالی مقاومت کردیم. قرار شد جای خود را به بچه های تاره نفس بدهیم. در محل باند هلی کوپتر منتظر بودیم. وقتی روی زمین می نشست، بچه ها برای پیاده شدن پیش قدم بودند؛ اما برای سوار شدن دیگری را مقدم می دانستند. چند ساعتی منتظر بودیم که ناگهان هواپیماهای عراقی را بر فراز آسمان دیدیم وبمب های شیمیایی که بر سرمان میبارید. تا آمدیم ماسک ها را بزنیم، اثر خود را گذاشته بود ، سوزش و تاول ها احساس می شد." خاطرات فیلمی شده بود که از مقابل چشمان حسین می گذشت. ریحانه اولین کاری که کرد به سمت دفتر امور جانباران حرکت کرد. مسئول آنجا خبر را تایید کرد؛ ولی گفت باید در نوبت باشید و این شاید چند ماه طول بکشد. از فردای آن روز پیگیری ثبت نام را آغاز کرد.همه فامیل ،دوست و آشنا خبر را فهمیده بودند. در ذهن همه تنها یک حرف بود که تکرار می شد و همه خوشحال بودند از اینکه " حسین می بیند ." همه به یاد می آوردند اول مجروحیت او را. در ابتدا کم بینا بود و بعد از چند سال بینایی کامل را از دست داد. در این موقعیت تنها حسین بود که بینهایت سوال و تصمیم در ذهنش رفت و آمد می کرد. در خیال ، عکس ها و خاطرات همرزمان شهیدش را ورق می زد.می گفت: این کار درست نیست، من نیز می خواهم خاطرات آنها را داشته باشم. می خواهم هر گاه می شنوم و نمی بینم، به یاد آن روزها باشم و قدر این روزها را بدانم. بدانم که از خون و جان چه کسانی گذشته ایم تا امروز آسوده باشیم. این فکرها بود که تصمیم گیری را برایش دشوار می کرد. ادامه دارد. در روایت آمده است:" کسی که وضو می گیرد،با آب وضوی او فرشته خلق می شود" یعنی با عمل صالح او "کن فیکون "می شود، فرشته ها نه از آتشند و نه از خاک.آنها با نماز درست می شوند، نظیر عسل بهشت که از عمل صالح ساخته می شود(سوره محمد.آیه 15). عسل بهشت اززنبور و کندو نیست، بلکه با روزه ونماز درست می شود. حوری بهشت هم ،نظیر انسان از خاک (سوره ص.آیه 71)و مانند جن از آتش (سوره حجر.آیه 27)نیست.او با نماز درست می شود، با عبادت و اطاعت درست می شود. بنابراین اگر فرشته موجودی است که با نماز درست می شود، نمازگزار بالاتر از نماز است و بالاتر ازهر کار، صاحب آن کار است. چون هر موثری از اثر خودش قوی تر است."فاعلُ الخیر خیرٌ منهُ"

(نارسیس)
(مونتسکیو)
(انیشتین)
(آلبرت انیشتین)
(انتوان چخوف)
(آلبر کامو)
اگه كمی و فقط كمی
بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت
زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست
كی باشد نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور
کنید

در کتاب "زن در آیینه جلال و جمال" بیان کرده:
| www . night Skin . ir |


